این کتاب که به یکی از سرکوبشدهترین موضوعات در معماری منظر میپردازد، تنها میتوانست توسط کسی نوشته شود که هم باغبان باتجربه و هم معمار منظر باشد. جولیان راکسورثی با کتاب «رشد بیش از حد» اثری برجسته در سنت ایان مکهارگ، آن ویستون اسپیرن، کوین لینچ و جی. بی. جکسون ارائه میدهد.
به عنوان یک رشته، معماری منظر از باغبانی فاصله گرفته است و معماران منظر برای متمایز کردن خود از باغبانان یا طراحان منظر تلاش زیادی میکنند. معماران منظر تمایل دارند باغها را از دفتر کار خود تصور کنند و گیاهان را با نقاشی یا شبیهسازیهای دیگر به نمایش بگذارند، در حالی که باغبانان در خاک، در زمان واقعی، کاشت، هرس و نگهداری میکنند. در کتاب «رشد بیش از حد»، راکسورثی خواستار ادغام معماری منظر و باغبانی است. هر یک چیزی برای ارائه به دیگری دارد: معماری منظر میتواند فضاهای زیبایی را طراحی کند و باغبانی میتواند زیبایی محیطهای باغ را در طول زمان افزایش داده و تعمیق بخشد. راکسورثی میگوید، رشد، واسطه توسعه باغ است؛ معماران منظر باید دفتر کار خود را ترک کنند و به باغ بروند تا رشد را به شیوهای ارگانیک و غیر شبیهسازیشده درک کنند.
رکسورثی شیوه جدیدی برای کار با مواد گیاهی پیشنهاد میدهد که آن را «ویریدیک» (برگرفته از «تکتونیک» در معماری) مینامد، از کلمه لاتین به معنای سبز، با تداعی بهار و رشد. او استدلال خود را برای ویریدیک از طریق شش مطالعه موردی مصور سخاوتمندانه از باغها که از رویکردهای «رسمی» تا «غیررسمی» را در بر میگیرند، بنا میکند – از یک باغ آبی رنسانس فرانسوی قرن شانزدهم گرفته تا باغ «حاشیهای» یک شاعر-دانشمند اسکاتلندی، که به سختی از طبیعت متمایز است. رکسورثی استدلال میکند که خودِ عمل معماری منظر باید «باغبانی» شود، و به عرصه بازگردانده شود. او «مانیفستی برای ویریدیک» ارائه میدهد که طراحان و گیاهان را به عنوان شرکای گیاهی در یک عمل تجدید شده از باغبانی منظر در نظر میگیرد.






























