این استدلال جذاب، تفکر فعلی در باستانشناسی را به کار میگیرد، در مورد اینکه چگونه میتوانیم رفتار مردم در گذشته را از طریق استفاده از فرهنگ مادی تفسیر کنیم، و اینکه چگونه این امر بر درک ما از نحوه خلق و دیدن هنر در زمان حال تأثیر میگذارد. این کتاب با بررسی مضامین جنسیت، هویت و داستانسرایی در فرهنگ مادی بصری، ارزیابی مجددی از چگونگی انسان شدن ما و اجدادمان توسط توانایی دیدن ارائه میدهد. به همین دلیل، این کتاب برای علاقهمندان به هنر و باستانشناسی جذاب خواهد بود.
جانیک با مثالهایی از سراسر جهان، از اولین هنر از صدها هزار سال پیش تا صحنه هنر معاصر، از جمله هنر خیابانی و تبلیغات، به طور قانعکنندهای استدلال میکند که ظرفیت انسان برای هنر، که ما با باستانیترین اجداد و پسرعموهای خود به اشتراک میگذاریم، ریشه در نوروفیزیولوژی مشترک ما دارد. روشهایی که مغز ما به ما اجازه دیدن میدهد، میراثی مشترک است که فرآیند خلاقیت را شکل میدهد. آنچه که با توجه به زمان و مکان تغییر میکند، زمینههای فرهنگی است که هنر در آن تولید و مصرف میشود. این کتاب از طریق تعامل بین نحوهی عملکرد مغز انسان و خلق و تفسیر معنا در فرهنگهای خاص، به نفع درک نوآورانهای از هنر استدلال میکند و سهم مهمی در بحث هنر/باستانشناسی دارد.






























