اگرچه ما بیش از نود درصد از زندگی خود را در داخل ساختمانها میگذرانیم، اما درک بسیار کمی از چگونگی تأثیر محیط ساخته شده بر رفتار، افکار، احساسات و رفاه خود داریم. ما موجودات بیولوژیکی هستیم که حواس و سیستمهای عصبی ما طی میلیونها سال توسعه یافتهاند. منطقی است که تحقیقات در علوم زیستی، به ویژه علوم اعصاب، میتواند بینشهای قانعکنندهای در مورد چگونگی شکلگیری تعاملات ما با جهان توسط ساختمانهای ما ارائه دهد. این درک گسترده میتواند به معماران کمک کند تا ساختمانهایی را طراحی کنند که هم از ذهن و هم از بدن پشتیبانی میکنند. در کتاب «ذهن در معماری»، متفکران برجسته معماری و سایر رشتهها، از جمله علوم اعصاب، علوم شناختی، روانپزشکی و فلسفه، بررسی میکنند که معماری و علوم اعصاب چه چیزهایی میتوانند از یکدیگر بیاموزند. آنها زمینه تاریخی ارائه میدهند، پیامدهای آن را برای عمل و آموزش معماری فعلی بررسی میکنند و معماری مبتنی بر علوم اعصاب آینده را تصور میکنند.
معماری در کشف غنای تحقیقات علوم اعصاب دیرهنگام عمل کرده است. در حالی که دانشمندان در حال یافتن شواهدی برای مبنای جسمانی ذهن و معنا بودند، معماری درگیر بازیهای پیچیده مغزی بود که واقعیت عاطفی و جسمانی را به کلی انکار میکرد. این کتاب، فرصت فوقالعادهای را که تعامل با علوم اعصاب پیشرفته برای معماران امروزی فراهم میکند، ترسیم میکند.
همکاران
توماس دی. آلبرایت، مایکل آربیب، جان پل ابرهارد، ملیسا فارلینگ، ویتوریو گالسه، الساندرو گاتارا، مارک ال. جانسون، هری فرانسیس مالگریو، ایان مکگیلکریست، یوهانی پالاسما، آلبرتو پرز-گومز، سارا رابینسون






























