تصور ویکتوریایی از مناطق قطبی به عنوان یک بیابان وسیع و خالی – دژی از مردان سفیدپوست ماجراجو که با عناصر مبارزه میکنند – به هیچ وجه تنها دیدگاه قطبی نیست. براوو تصاویر جایگزین متنوعی را ترسیم میکند: از یک قطب شمال قابل سکونت که توسط شبکههای متراکم متصل به هم از مسیرهای تجاری و مسافرتی اینوئیتها در هم تنیده شده است، جهانی غنی از معانی فرهنگی بومی؛ از یک بهشت مقدس یا بهشت گمشده در میان فرهنگهای غربی و شرقی، تصویری که به طرز عجیبی (و به راحتی) با آرمانهای امپراتوری اروپا و ایالات متحده هماهنگ بود؛ و به عنوان زمینهای برای داستانهایی نه تنها از فتح و رستگاری، بلکه از شکست و فاجعه نیز بود. و همانطور که ما با افزایش دما، ذوب شدن یخها و بالا آمدن دریاها روبرو هستیم، براوو استدلال میکند که تنها درک تاریخ عمیقتر قطب شمال، از تصور ما از آن به عنوان مکانی مقدس و زنده، میتواند به بشریت در مواجهه با مخمصه قرن بیست و یکم کمک کند.






























