این تحقیق نشان میدهد که چگونه LLMها نشاندهنده یک تغییر اساسی از درک عناصر گسسته به درک کل زبانها هستند – که یک دیدگاه تصادفی را معرفی میکند که نحوه خواندن و شکل دادن به واقعیت شهری را تغییر میدهد. در قلب این چارچوب، مفهوم “انواع القایی” – رابطهای آستانهای که رژیمهای ارزشی چندگانه را بر هم منطبق میکنند و به طور فعال خود را در پاسخ به تغییر شرایط شهری پیکربندی مجدد میکنند – قرار دارد. طراحان با در نظر گرفتن معماری به عنوان نوعی ماتریالیسم نمایشی به جای یک زبان ثابت، میتوانند با سیستمهای پیچیده شهری درگیر شوند و در عین حال عاملیت انتقادی خود را حفظ کنند.
این رویکرد، معماری را به عنوان تعبیه زبانها در نظر میگیرد، جایی که ساختمانها به پردازندههای اطلاعاتی تبدیل میشوند که از طریق ترتیبات فضایی خود محاسبه میکنند. دانش ترکیبی تولید شده توسط LLMها، دسترسی به ارزشهای چندگانه و دیدگاههای ذینفعان را امکانپذیر میکند و به معماران اجازه میدهد تا از طریق برهمنهی محاسباتی به جای روشهای دیالکتیکی سنتی، در بومشناسیهای مادی گستردهتر مشارکت کنند.
این کتاب با ارائه یک چارچوب نظری قوی و همچنین بینشهای عملی در مورد چگونگی تطبیق ابزارهای نمادین و فرآیندهای طراحی معماران با هوش مصنوعی، برای هر معمار یا طراح شهری شاغل یا محقق که به پیامدهای هوش مصنوعی بر محیط ساخته شده علاقهمند است، مطالعهای ضروری خواهد بود.






























